القدس کانت و لازالت و ستبقي عربية - تاریخ: 1396/10/5 ساعت: 1:05
لا توقيع علي ورقه ولا حكي ينقال يقدر يغيير حقيقه ولا اي علم ينرفع القدس راح اتضل عاصمه لفلسطين و رمز ديني النا سواء كنا مسلمين او مسيحين او حتي يهودين و لما قول يهوديين مش قصدي اسرائيل انما جميع الهوديين في العالم
.... - تاریخ: 1396/10/5 ساعت: 1:05
میتونم حس کنم که سلول به سلول مغزم دچار آلزایمر شدن اینکه کلید های خونه رو گم میکنم جزوه ه ها جمع ميكنم و بعد یادم میره کجا گذاشتمشون آدرس هارو یادم میره غذا رو میپزم و فراموشش میکنم تا بوی سوختگیش بیاد شیر آب باز میزارم و...اینها نمیتونه عادی باشه اوضاع ریه ام هم خیلی خوب نیست اینقدر که دیگه نمیتون...
joyeux noel - تاریخ: 1396/10/5 ساعت: 1:05
اینقدر حالم خوبه که هیچ چیز و هیچ کس نمیتونه حال خوشمو خراب کنه  
19 - تاریخ: 1396/9/14 ساعت: 17:22
عندما کنت طفله صغیره کنت احلم ان اکون عازفه مشهوره او رسامه کنت ارید ان ادرس الموسیقی ولکن کلما کبرت کانت تتغیر افکاری و اهدافی و طموحی فانا الان ادرس فی مجالا یبعد کل البعد عن الموسیقی و الفن ولکنی لست نادمه بل و سعیده و اشعر انی فی مکان الصحیح
نکنید اینکارو لطفا - تاریخ: 1396/9/14 ساعت: 17:22
تو پرونده زنی که دیروز جسدش به دستمون رسید نوشته شده بود که توسط شوهر معتادش کشته شده شوهرش شیشه ای و ظاهراً تو مصرف زیادوری کرد و... فاجعه اینجاست که زنشو جلو بچه هاش کشت خوب میدونم جلوت مادر و پدرت جلو چشمت بمیرن یعنی چی؟ این صحنه قتل تا آخر عمر کابوس شب و روزشون میشه این بچه ها با چه حالی قراره ب...
24 نوامبر - تاریخ: 1396/9/14 ساعت: 17:22
اینقدر خودمو درگیر کارای روزمره کردم که حساب روزها از دستم در رفته به خودم که اومدم دیدم نوامبر داره نفس های آخرش میکشه چیزی به پایان سال نمونده و من هنوز کاری نکردم نه خونه آماده ست و نه خودم اصلا وقت هم نیست که بخوام کاری کنم کل روزام میگذره تو اداره دانشگاه پژوهش سرا خانه نجوم خیاطی و.... و اینجو...
این روزا زیادی فراموشی گرفتم پس مجبورم بنویسم تا یادم نره - تاریخ: 1396/9/14 ساعت: 17:22
مدیر سازمان پزشک قانونی استان خوزستان دوست صمیمی استادمه و به اعتبار همین دوستی منو استخدام کرده (پارتی که میگن اینه) خودم نخواستم برم ولی استادم گفت برای اشنایی با محیط و یادگیری بیشتر و تجربه لازمه وارد محیط کار بشم البته بدون حقوق و اینکه حضور و غیابم دست خودم باشه از همین اول قرار شد با اسم و نا...
شما هم خسته اید یا فقط من اینجوری ام؟ - تاریخ: 1396/9/14 ساعت: 17:22
   خیلی اتفاقا افتاده که دوست دارم  ثبتشون کنم  ولی اصلا حس نوشتن نیست   
the voice kids - تاریخ: 1396/9/14 ساعت: 17:22
  شو حبت صوتها و طریقتها فی الغنا یخرب بیتک شو حلوه    
00 - تاریخ: 1396/8/24 ساعت: 13:20
00 تا وقتی که سرنوشت کشور به دست دلقک ها باشه لبنان و مردمش هیچوقت رنگ خوشی رو نمیبینن برچسبها: لبنان + نوشته شده در شنبه بیستم آبان ۱۳۹۶ساعت 9:54 توسط elizabeth |
01 - تاریخ: 1396/8/24 ساعت: 13:20
ملت دارن بخاطر زلزله میمیرن  ایرانیا نشستن جوک میسازن(طبق معمول) 
9 اكتبر - تاریخ: 1396/8/5 ساعت: 15:53
خب بالاخره برگشتیم اهواز پدربزرگ و مادربزرگ گرامی رو فرستادم خونه خاله ام مطمئنم دانیال میزبان خوبیه حداقل بهتر ازمنهخودم هم رفتم 400 پگی رو ازدست عماد نجات بدم اخرین باری که دستش بود تا سه روز خواب موند و صداشم هم درنیومد اینقد که فکر کردم مرده نوشته شده توسط elizabeth در دوشنبه هفدهم مهر ۱۳۹۶ |
اولین پیراهن ساخت خودم رو تقدیم میکنم به دانته - تاریخ: 1396/8/5 ساعت: 15:53
خياطی انقدرها هم که فکر میکردم سخت نبود فقط کافیه بیشتر روی الگو کشیدن تمرین کنم :)
15اكتبر - تاریخ: 1396/8/5 ساعت: 15:53
بهش گفتم این با عشق فرق داره. من عاشقت نیستم. " من معتقدم به تو. "که آدم توو این دنیای باید لااقل به یه چیزی معتقد باشه. یه تعلق. دست آویز. امید. تو مثل احیای بعد از مرگی ؛ که بعدِ هر تموم شدن با فکر کردن بهت بشه ایستاد. بشه دوباره شروع کرد. گفت
23 سپتامبر - تاریخ: 1396/7/9 ساعت: 2:56
بم میگه سرما خوردی چون اهنگ گوش میدی تو این روزا .___. سرمو تو کدوم دیوار برم بكوبم
کلودیا - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 16:47
پدربزرگی که یکساله میشناسمش میدونه سیگار میکشم اونوقت خاله ای که از بچگی میشناسمش و همیشه تابستون میرفتم خونشون نمیدونه فعلا هم قصد ندارم بهش بگم به اندازه کافی به کارم گیر میده اگر بفهمه یه سیگاری الکلی ام کلا منو ممنوع الخروج میکنه اخرش هم تو یه اتاق زندانی ام میکنه تا ادم بشم نوشته شده توسط eliza...
الله يحميك - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 16:47
17سپتامبر - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 16:47
اخ اخ حيفه برونینگم دستم نبود وگرنه به حق همین روز یه گلوله حرومش میکردم+چرا استیو نمیخواد البومشو بده بیرون نوشته شده توسط elizabeth در یکشنبه بیست و ششم شهریور ۱۳۹۶ |
19سپتامبر - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 16:47
اذا انتها كل شي و انحلت جميع مشكلنا اول شي بعملو هو علي اول طياره ارجع الي بيروت نوشته شده توسط elizabeth در سه شنبه بیست و هشتم شهریور ۱۳۹۶ |
spencer - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 16:47
اقعدنا حكنادردشنا اكلنا و اشربنا رقصنا اتمشنا و اغفينا يعني هيدا الرجل كميه من الطاقه و التفائل لما شوفو ابتسم لا تلقائيا بمجرد النظر بدون كلام يعني وجودو يكفي نوشته شده توسط elizabeth در چهارشنبه بیست و نهم شهریور ۱۳۹۶ |

برچسب‌های مرتبط

استقرار ورسوخ | استقرار بالانجليزي | استقرار ورسوخ وصلة | استقرار اس- ۳۰۰ | استقرار ورسوخ لعبة وصلة | استقرار گروههای نمایشی | استقرار الحياة الزوجية | استقرار سیستم مدیریت hse | استقرار مدیریت دانش در سازمان | استقرار سیستم